الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
296
الغدير ( فارسى )
- زينهار از اين دل و ديده ! هرگاه ديدهام راز عشق را پنهان كند ، دل به فغان خيزد و چون گريان شود ، دل آرام گيرد . - اختلاف دل و ديده به درازا كشيد ، آنگاه مصيبت و غم الفت گرفتند . - اما مصيبت آل پيامبر بالاترين مصيبتهاست . - اى زادگان زهرا ! اين داغ ننگ و نكوهش از چهرهء روزگار زدوده نخواهد شد . - اى « مطافى » كه دچار طوفان بلا شد ، اى « حطيمى » كه پى سپر نيزهها گشت ، بعد از آنكه پيمان الهى را زير پا نهند ، به كدامين پيمان پاى بندند ؟ - كجا اين دل آرام و قرار گيرد ، با آنكه سياهكارى بنىاميه پرتو انوارتان را در حجاب كرد ؟ - به درياى ضلالت و سرگشتگى غوطهور گشتند و به جان رستند ، ولى اسلام از دست آنان نرست . - از آن پس ، سياهكارى رواج يافت و هركس هرچه توانست كرد . - شگفتا ! حقى كه با شمشير شما رونق گرفت ، دربارهء شما اجرا نگشت . - تنها مهر و دوستى شما ، چنان كه عبد المحسن صورى گويد ، در ميان دوستان پابرجاست . - سوگند به جان على و سوگند به آن عهدى كه جدتان در غدير خم گرفت ، ساير امتها كه به فرمانروايى شما گردن نهادند ، حجت رسول را بر قوم او تمام كردند . شاعر را بشناسيم ابو محمد صورى ، عبد المحسن ، پسر محمد ، پسر احمد ، پسر غالب ، پسر غلبون ، از اكابر قرن چهارم و نوابغ رجال آن دوران بوده و تا اوايل قرن پنجم مىزيسته است . اشعار نغزش در عين سلاست و روانى ، پرمعنى است . در غزلسرايى لطيف است و در بحث و جدل استوار . به هنگام استدلال ، براهين استوار آرد و گاه مدح و ستايش جز به زيبايى و ملاحت ننگرد . دفتر اشعارش كه در حدود پنج هزار بيت است ، با لطايف ادبى و حقايق برهانى ، گواه